سه شنبه 1386/08/22
نمایشگاه مطبوعات امسال تمام شد. رکود مطبوعات و البته ملال روزنامه نگاران بیکار یا ناراضی از کار شاید تنها ماحصل این بازدید بود.البته همین که رفقای قدیمی را دیدم مشعوف شدم اما به واقع روزگار ژورنالیست ها روزگار ناخوشایندی است.
تک مضراب:
سینا قنبرپور با اشراق در نمایشگاه بود.امیدوارم نگاه تحلیلی اشراق به حوادث ادامه داشته باشد.
بدمان نمی آمد با نسیم هراز در نمایشگاه باشیم اما غرفه دو متری که به مطبوعات استانی اختصاص یافته بود همه مان را منصرف کرد.دوستان ارشاد هم همچنان اصرار دارند پسوند هراز در امتیاز این ماهنامه محفوظ بماند مبادا پایمان به خارج از تهران باز شود.
چند شماره گذشته ماهنامه نشانی را پیدا کردم.دیوانگی های صالح علا دوست داشتنی است.
عنوان شلوغ ترین غرفه نمایشگاه مطبوعات به ماهنامه جوان خانواده رسید با مهمان مضحکش حامد کمیلی
گل آقا دیگر نه کشک دارد نه چای...یک سماور خاموش تنها یادگار روزهای آقایی است.
نوشته شده توسط مسعود میر در ساعت 12:8 بعد از ظهر | لینک
|
سه شنبه 1386/08/08
با موهاي جو گندمي اش آشنا به نظر مي رسيد.پياده رو خلوت حوالي ضرابخانه را در پيش گرفته و شايد واژه هاي جديد را به هم زنجير مي كند تا گردنبند شعرش غافلگيرمان كند.خودم را به قيصر امين پور مي رسانم و مي گويم:شباهت من و شما اين است كه هر دومان طحال نداريم.
شاعر رفته اما خنده اش در آن پياده رو با من است...
نوشته شده توسط مسعود میر در ساعت 2:9 بعد از ظهر | لینک
|
پنجشنبه 1386/08/03
خسروانی یکی از سبک های غبار گرفته شعر ایرانی بوده که از زمان باربد زمزمه شده و البته هیچگاه در میان سبک های شعر ایرانی جایگاه خود را نیافت.نیما یوشیج چند سالی را حوالی این سبک گشت و حدود پانزده اثر در این سبک از خود به یادگار گذاشت که به نو خسروانی معروف شد.حالا جوانی به نام علی عباس نژاد تمام قریحه خود را به این سبک معطوف کرده است.یکی از نو خسروانی های او را بخوانید:
موج موج آرزوی دیدنت
تا شکوفه های سرزمین سیب
ساحل مدیترانه ی تنت
نوشته شده توسط مسعود میر در ساعت 12:47 بعد از ظهر | لینک
|
