اين روزها مرور مي كنم هشت سالي رو كه شب و روزش برايم يك كپسول بوده ازتجربيات زندگي كه اگر در آب روزگار حل شود اندازه يك عمر لعاب مي اندازد.حرف از داشتن تجربه و ادعاي آن نيست.از سال هايي مي گويم كه به يكباره از اتاق نه چندان شخصي ام در خانه پدري پرت شدم در دانشگاه و روياهاي فيلمسازي،از بالا رفتن پله هاي تحريريه ها براي يافتن شغلي و پولي. روزهاي عاشقانه و پيچ تند دربند و خانه تويسركاني و آواز و بغض.روزهاي ازدواج و تمام عذاب هاي خانوادگي،روزهاي زندگي مشترك و دلخوش بودن به يك آغوش مهربان.روزهاي بيكاري و توقيف و لبخند زدن هاي پر از حسرت به اميد فرداهايي كه شايد بيايند.اين كپسول هشت ساله مگوهاي بسياري هم دارد اما مي خواهم بدانم چقدر تغيير كرده ام؟دروغ چرا كه تا قبر راهي نمانده.مي خواهم از شما بپرسم مسعود در اين سال ها كه مي شناسيدش چه تغييري كرده؟
نكته:ندا ميگه چرا همش پست هاي سوالي مي ذاري رو وبت و من نمي دانم چرا.به جان خودم افتاده ام شايد و اين كپسول را اين روزها مدام مي كاوم.
شهرام ازم خواسته تا از حال خراب خودمون بنويسم و از مجيد سوته دلان وام گرفته كه:"ما رو چه به روضه، گریه کن نداریم وگرنه خودمون مصیبتیم."
حالي براي عاشقانه نوشتن نيست اما بدم نمياد براي عوض شدن هواي دغدغه ها يك سوال بپرسم از رفقاي وب.اولين و ماندگارترين تصويري كه از من تو ذهنتون مونده چيه؟
پرسيدن اين سوال بي ربط به شب زنده داري با بيگ فيش نيست و جوابش براي من چرايي بعضي رابطه ها را رو مي كند.همين...
رئيس سازمان بهشت زهرا پس از ۲۴ سال از كار بركنار شد.گفته مي شود محمود رضائيان پس از انتشار فيلم و خبر دفن ۴۴ نفر از بازداشت شدگان پس از انتخابات در قطعه ۳۰۲ بهشت زهرا كنار گذاشته شده است.به قول دوستان وقايع اخير براي رئيس شهرمردگان هم بي دردسر نبوده است.
